دبیر سازمان پرسشگران جوان گفت:
از ابتدای سال جاری تا کنون 8 ماه است که بیکارم ...
مطلب بالا را به این منظور تعبیه نکرده ایم که کسی دلش برای ما بسوزد خود را مطرح می کنیم چون نمونه بارزی از حقیقتیم و مشتی از خروار ف تا داستان اشتغال زایی در خرمشهر به صراحت روشن شود . وقتی ما فعالان عرصه فرهنگی و اجتماعی اینگونه قربانی معضل بیکاری می شویم وای بحال آن جوانانی که به غیر از خدا کسی را ندارند . من فکر میکنم علت اصلی تحزب گرایی محض در شهرستان است . گروه بازی ها و یارگیری ها موجب ورود و خروج افراد در مناسب و جایگاهها میگردد . مگر نه معنای اخراج یک فعال اجتماعی که میتوانست در محلات زبان گویای شهرداری باشد و با بهره گیری از فنون تسهیلگری اجتماعی جوانان و نوجوانان و حتی بزرگسالان را درگیر مشارکت در امور اجتماعی ، رعایت بهداشت عمومی و ... نماید چیست ؟ چرا باید برخی از مدیران خرمشهر وجود چنین افرادی را یک امتیاز ندانند و هموراه حضور آنها را یک تهدید بشمارند ؟ و با اخراج این افراد و مواجه ساختن آنان با معضل بیکاری عرصه را برای فعالیت آنان دشوار نموده و در حقیقت از فعالیت وا دارند ؟ چه کسی حامی و پشتیبان فعالان اجتماعی است ؟ آیا کسی که خیرش به غیرش ابدا" نمیرسد با کسی که هیئتی را گروهی را سازمانی را انجمنی را با هدف خدمت رسانی به عامه مردم و همیاری با بخش دولت ایجاد می نماید یکی است ؟و باید با یک دید به آنها نگاه کرد ؟ این را با صراحت عرض می کنم سیب زمینی فروشی میکنیم ولی دست از فعالیت اجتماعی خود ور نمیداریم و پشت سر رهبرمان به انقلاب ، کشور و مردم مقاوم شهرمون خدمت میکنیم .
برچسبها: