سمن
فرهنگی اجتماعی
روز دانشجو مبارکباد ./

دانشجو روزت مبارک

به زودی

تاريخ : شنبه 02 دی 1391

منافع ملی یعنی اینکه باید از اقوام ملت ساخت، نه از ملت اقوام ، بنابراین اقوام ساکن در یک کشور تا خود را یک ملت ندانند نمی توانند چیزی بنام منافع ملی را درک و احترام نمایند

این مطلب زیبا را در وبلاگ روانشناسی استاد امینی صدر یافتیم به دنبال آنیم که بفهمیم این پیام از کیست.


برچسب‌ها:
ارسال توسط saman-kh
تاريخ : سه‌شنبه 28 آذر 1391

این سنگر در میدان عشایر ایجاد شده است من در نگاه اول تصور کردم سنگر است و احتمال نمادین بودن آن را دادم ولی بعد فهمیدم که اشتباه کردم و فقط محلی است بی معنا که فقط چهره نقطه ای از شهر را زشت کرده است .


برچسب‌ها:
ارسال توسط saman-kh
تاريخ : سه‌شنبه 28 آذر 1391

قضاوت با شما

تصویری از خیابان 40 متری چهار راه آرش در خرمشهر

احتمال حالتهای مختلف

1- بر اثر عدم توجه راننده به باز بودن دریچه فاضل آب چرخ ماشین به داخل چاه بیوفتد و احتمال چپ شدن هم میرود.

2- کارگری که به درون چاه رفته در حال بیرون آمدن از چاه زیر چرخ ماشینی له شود .

3- دوچرخه  یا موتوری با دریچه باز برخورد و راکبین آن زمین بخورند .

رهگذری پیرمردی ، پیرزنی ، روشندلی، بچه ای نادانسته به درون چاه بیوفتد .

4-راننده های خودرو یا موتورسواران دیر متوجه چاه سر باز شوند و پس از پیچاندن سریع فرمان بمنظور پیشگیری از واژگونی بر اثر برخورد با چاه به چپ یا راست منحرف و به رهگذری ، خودرویی ، پایه برقی ، دیواری و چیزی برخورد شود که منجر به فوت یا جرح قوی شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها:
ارسال توسط saman-kh

این عکس متعلق به تاریخ 26/9/91 می باشد

بوی فاضلاب تمام محله را گرفته و علی الظاهر طبق اقرار ساکنین این محله

قریب به 1سال است که این وضع به این شکل است .

اخیرا" خیابان اصلی این محله را کاملا" شخم زده شده است بالاخره برای آبادی اول باید تخریب کرد ولی می شود در آبادی تسریع را هم اعمال کرد چند ماه دیگر فصل زمستان و بارندگی است از هم اینک باید برای این محله و رفع مشکلات تردد و ... مردم عزیزش فکری کرد تا بیش از این رنج نکشند .


برچسب‌ها:
ارسال توسط saman-kh
تاريخ : یکشنبه 26 آذر 1391

 


آلِ خَمیس، یا الخمیس، عشیرة عرب شیعی مذهب خوزستان که در روستاهای پیرامون رامهرمز، زندگی می‎کنند.
وجه تسمیه و خاستگاه: دربارة نام این عشیره، روایتها و اشاره‎هایی می‎توان یافت که پذیرش یا رد آنها جای تردید داد. یکی از روایتهای محلّی می‎گوید که این عشیره را از آن‎رو آل خَمیس نامیدند که از گردآمدن مردمان 5 روستا به وجود آمد. در روایت دیگر، این 5 روستا از 5 طایفة حُمِیدان (نیای بزرگ آل خمیس)، بنب‎رشید، زبید، آل بوعباد و احمدیّه پدید آمد. همچنین روایت مبهمی، آنان را به آل خمیسِ یمن وابسته می‎کند (تحقیقات محلّی). برخی نیز آل خمیس را به معنای پسران 5 تن گرفته‎اند (فیلد، 195). لاریمر نوشته است که می‎گویند با عشیرة معدان خویشاوندی دارند (II/107). افراد عشیره، خود را از عربهای دویش نجد عربستان می‎دانند که نخست به عراق و سپس به خوزستان کوچیده‎اند. برپایة روایتهای محلّی، حمیدان در حدود 300 سال پیش (ح 1100ق/1689م)، به چم منیع (نزدیک خلف آباد، رامشیر کنونی) آمد و نزد منیع به کار پرداخت. سپس بر اثر ابراز شجاعت از توجّه منیع برخوردار شد و مشیخت 5 روستا را به دست آورد و چندی بعد با دختر منیع ازدوج کرد. به این ترتیب کارش بالا گرفت و اقتداری به هم رساند؛ اما پیدایش یک عشیره دست کم به یکی دو نسل زمان نیازمند است، درحالیکه ما نام عشیرة آل خمیس را در رویدادهای 1111ق/1699م می‎یابیم. از این رو، روایت بازگو شده به صورت کنونی آن چندان پذیرفتنی نمی‎نماید.
زمینة تاریخی: آل خمیس در اواخر دوران صفویّه و در زمان حکومت مشعشعیان به خوزستان پای نهاد و گویا نخست در حُوَیزه ساکن شد. سپس همة افراد یا دست کم بخش بزرگی از ایشان به رامهرمز کوچیدند. در 1111ق/1699م، دربار صفوی سیّدفرج‎الله را از ولایت حویزه برکنار کرد و سیدهیبت عموی او را به جای نشاند، اما فرج‎الله به یاغیگری پرداخت و به یاری شیخ‎مانع، رئیس عشیرة منتفق، حویزه را محاصره کرد. سیدهیبت از عشایر آل کثیر و آل خمیس و آل فضول یاری گرفت و با او جنگید، اما شکست خود و گریخت (جزایری، 85؛ کسروی، تاریخ پانصد ساله، 89). از این پس بود که ردپای آل خمیس را در رامهرمز می‎یابیم. در بهار 1142ق/1729م، نادرشاه از راه فارس و کوه گیلویه به خوزستان آمد. فسایی نوشته است که او از رامهرمز گذشت و شیوخ ال خمیس را گوشمال داد (1/169). سپس به دورق و شوشتر رفت و ناصربن‎حُمِیدان را با چند شیخ‎عرب دیگر دستگیر کرد و ه خراسان فرستاد (جزایری، 113). با اینهمه، کارستن نیبور که در 1175-1181ق/1761-1767م، در خلیج‎فارس مسافرت می‎کرد، می‎گوید که آل خمیس در حویزه زندگی می‎کند. شاید این نکته از آنجا سرچشمه گرفته باشد که آل خمیس به رغم نوشتة فسایی (2/330) هنوز در یک جا مقیم نشده بود، به‎ویژه آنکه این عشیره در 1256ق/1840م، بار دیگر کوچ کرد. رویداد مهم دیگری که طی آن با نام آل خمیس برخورد می‎کنیم، آشوب 1167ق/1754م است که در آن، کشمکش میان محمّدرضاخان و سیّد فرج‎الله سراسر خوزستان را فرا گرفت و پای آل خمیس را به رویدادهای شوشتر و دزفول کشید (جزایری، 200-202).
در پی مرگ کریم‎خان‎زند (1193ق/1779م)، عشیرة کعب به تسخیر شهرهای مختلف خوزستان پرداخت و سیخ برکات، رامهرمز را گرفت و عشیرة آل خمیس را فرمانبر خود ساخت، امّا او در 1197ق/1783م کشته شد و شیخ‎غضبان رئیس تازه کعب بار دیگر به رامهرمز لشکر کشید و شیخ‎جراح، شیخ‎آل خمیس، ناگزیر خانواده و بزرگان عشیره را برای پوزش‎خواهی نزد وی فرستاد و به عنوان فرمانبر کعب در مقام ریاست باقی ماند (شویکی، نسخة خطی؛ عزاوی، 4/193٩. در این دوران، آل خمیس با بختیاریهای پیرو محمّدتقی‎خان‎چهارلنگ، کشمکش داشتند و رامهرمز در میان آنان دست به دست می‎شد. لایارد که در 1255ق/1839م در منطقة بختیاریها می‎گشت، از یورش عربهای پیرو پیخ سلطان‎بن‎مسلّط آل خمیس به رامهرمز و ایلات محمدتقی‎خان یاد کرده است (سپهر، 297، 298). شاید همین درگیریها افراد آل خمیس را واداشت تا در 1255ق/1839م به منطقة میان حویزه و کارون بکوچند (لاریمر، II/1018)؛ اما کوچ آنها نتیجه‎ای به بار نیاورد و به رغم آنکه آنان تا نزدیکیهای کوت عبدالله اهواز اهواز و سماعیلیّه پیشروی کردند. بر اثر جنگ با عربهایِ باویِ منطقة کارون ناجار شدند به رامهرمز واپس نشینند (تحقیقات محلّی).
در همین سال، منوچهرخان معتمدالدوله برای سرکوب محمدتقی‎خان به خوزستان لشکر کشید و او را دستگیر ساخت (سپهر، 508). سپس شیخ‎تامر آخرین شیخ نیرومند کعبیان فلاحیّه را نیز از این شهر بیرون راند و به این ترتیب عشایر آل خمیس، آل محسن و عربهای باوی از تابعیّت فلاحیه بیرون آمدند و مستقل شدند (کسروی، تاریخ پانصد ساله، 174). ظاهراً از این پس تا اواخر دوران پادشاهی ناصرالدین‎شاه قاجار به آرامش گذشت و عشیرة آل خمیس در پیرامون رامهرمز به استقبال زیست؛ اما رفته رفته حسینقلی‎خان‎ایلخانی والی پشتکوه در خوزستان رخنه کرد و از حدود دزفول تا رامهرمز به استقبال زیست؛ اما رفته رفته حسینقلی‎خان‎ایلخانی والی پشتکوه در خوزستان رخنه کرد و از حدود دزفول تا رامهرمز و اهواز به تاخت و تاز پرداخت. در این دوران اگرچه حکومت رامهرمز با شیخ‎جبارة آل خمیس بود، اما ظلّ‎السّلطان مالیات خوزستان را به استثنای خرّمشهر (محمَّرة آن روز) و عشایر شیخ‎خزعل ضمیمة مالیات بختیاریها کرد و به ایلخانی سپرد (کسروی، تاریخ پانصد ساله، 187؛ لاریمر، II/1018؛ نجم‎الملک، 55). این وضع باعث شد که گروهی از مردم عرب و غیرعرب خوزستان از بیداد ایلخانی به عراق بکوچند (نجم‎الملک، 24، 47) و نظام‎السّلطنة مافی که در 1299ق/1882م، به سامرّاء سفر کرده بود، برخی از این گریختگان را دیده بود که از راه جاشویی کشتی و باربری روزگار می‎گذراندند (1/76، 77). به این ترتیب، جمعیت آل خمیس در 1308ق/1891م تا 500‘1 تن کاهش یافت (بابن‎و هوسه، 97). سرانجام ظل‎السلطان در 1299ق/1882م ایلخانی را در اصفهان گشت و از آن پس شیوخ عرب مالیات خود را مستقیماً به حاکم خوزستان می‎پرداختند (کسروی، تاریخ پانصذ ساله، 188)؛ اما کشمکش آل خمیس و بختیاریها با قتل ایلخانی پایان نیافت. بابن‎و هوسه دو جهانگرد فرانسوی که در 1303ق/1886م در خوزستان سفر می‎کردند، نوشته‎اند که عربها پس از 3 سال جنگ، بختیاریها را از پیرامون رامهرمز رانده‎اند و شهر را از ان خود کرده‎اند و این وضع به ویرانی و تهی شدن شهر از سکنه انجامیده است (ص 94).
در زمان مظفرالدین‎شاه قاجار، خوزستان به صحنة کشمکش شیخ‎خزعل و بختیاریها تبدیل شد (کسروی، تاریخ پانصد ساله، 207) و اقتدار شیخ چنان بالا گرفت که در گیرودار جنبش مشروطیت، او همة شیوخ عرب همچون شیخ‎حویزه و شیخ‎خمیس و شیخ‎بنی طرف را برکنار کرد و هواخواهان خود را به جای آنان گماشت. با آغاز جنگ جهانی اوّل، شیخ‎خزعل به انگلیسیها پیوست، اما بسیاری از عشایر عرب به جانبداری از ترکان در برابر آنان ایستادگی کردند و انگلیسیها که از اوج گیری مخالفت در میان عشایر عرب کعب فلاحیّه، آل خمیس، بنب‎تمیم، بنب‎صالح و مناطق دیگر بیمناک شده بودند، از یاری دادن به شیخ‎خزعل برای سرکوب بیشتر عشایر به‎ویژه پس از خروج ترکان از خوزستان، فروگذار نکردند (سفیری، 52؛ کسروی، تاریخ پانصد ساله، 219) در واپسین سالهای پادشهای قاجار، شیخ‎خزعل نه تنها اختیار همة عشایر عرب و برخی از عشایر لر که مالیات همة شهرها و آبادیهای خوزستان را در تیول خود داشت و این وضع تا 1342ق/1924م، که بساط حکمرانی او برچیده شد، ادامه یافت.
وضع زندگی و تقسیمات عشیره: عشیرة آل خمیس از عشایری است که یکجانشین شدن آن به درازا کشید. فسایی می‎گوید: افراد این عشیره در سیاه چادر زندگی می‎کنند. لاریمر می‎نویسد که اغلب تیره‎های آل خمیس در کلبه‎های ساخته شده از نی روزگار می‎گذرانند و اینک باید آنان را بیشتر یکجانشین شمرد تا کوچ‎نشین (II/1018).
مرکز شیوخ آل خمیس در زمان اقتدارشان تل زرّینی، نزدیک عین‎البارده، بود (امام شوشتری، 205) که در آن دوران جمعیّت آل خمیس به 000‘10 تن می‎رسید؛ اما این جمعیت از آن پس دستخوش تغییرات فراوان شد. لاریمر شمار آنان را در حدود 500‘2 تن (II/1018) برآورد کرده است (بیش از 1326ق/1908م). هستة اصلی آل خمیس از بخشهای رِزِق (رزج) الصّفر، رِزِق‎السّلطان، جنام، منصور و زراغله تشکیل می‎شود که در روستاهای تل زرّینی (12 خانوار)، شوه بیت منصور (23 خانوار)، کوت‎شیخ (23 خانوار)، زراغلة بالا (6 خانوار) و زراغلة پایین (80 خانوار) زندگی می‎کنند.
افزون بر این، بخشهای دیگری نیز به عنوان وابسته، جزء عشیرة آل خمیس به شمار می‎ایند که عبارتند از بنب‎رشید، آل بوفتیله، آل بوعباد، احمدیّه زبید ضرّاعه، زهیریّه، بنب‎سعید (شامل حمید که به نوبة خود بیت دهو و آل عوفیه را در بر می‎گیرد)، آل حطّه، شیرعلیه و ره‎دار (این دو از عشایر کوه گیلویه هستند) و آل حیارات. اینان در روستاهای ابوطویج (27 خانوار)، چم منیع (11 خانوار)، رمیلة علیا (100 خانوار)، رمیلة سفلی (17 خانوار)، چم هاشم (20 خانوار)، رهدار سفلی (8 خانوار)، رهدار علیا (18 خانوار)، کندک (25 خانوار)، بیت حمید (40 خانوار)، صندلی قاسم (5 خانوار)، صندلی کنعان (60 خانوار)، تغلی آل بوفتیله (16 خانوار)، تغلی آ٫ بووعیاد (60 خانوار)، عریض (45 خانوار)، زراغلة بالا (6 خانوار)، زراغلة پایین (80 خانوار) و غویله ناقد (11 خانوار) زندگی می‎کنند. یادآوری می‎شود که همة اهالی این روستاها جزو عشیرة آل خمیس به شمار نمی‎آیند (برای بخش بندیهای عشیره، قس: لاریمر، II/1017, 1018). افراد عشیره عموماً از راه کشاورزی و دامداری و کارگری روزگار می‎گذرانند.

مآخذ: امام شوشتری، محمدعلی، تاریخ جغرافیایی خوزستان، تهران، امیرکبیر، 1331ش؛ بابن، سی و فردریک هوسه، سفرنامة جنوب ایران، ترجمة محمدحسن‎خان‎اعتماد‎السلطنه، به کوشش میرهاشم محدث، تهران، دنیای کتاب، 1363ش، صص 93-97؛ جزایری، عبدالله، تذکرة شوشتر، اهواز، صافی، 1328ش؛ جهادسازندگی، فرهنگ اجتماعی دهات و مزارع استان خوزستان، تهران، وزارت ارشاد اسلامی، 1363ش، صص 111-128؛ سپهر، عبدالحسین، تاریخ بختیاری، تهران، 1288ق، ص 516؛ سفیری، فلوریدا، پلیس جنوب ایران، ترجمة منصورة اتّحادیه و منصورة جعفری فشارکی، تهران، نشر تاریخ ایران، 1364ش؛ شویکی، علوان‎بن‎عبدالله، تاریخ کعب‎فی‎القبان والفلاحیه، خطی، نسخة موجود در خانوادة مؤلف در شادگان، جمـ ؛ عزّاوی، عبّاس، عشائرالعراق، بغداد، شرکه‎التّجاره والطباعه‎المحدوده، 1956م؛ فسایی، میرزاحسن، فارسنامة ناصری، تهران، سنایی، 1312ق؛ کسروی، احمد، تاریخ پانصد سالة خوزستان، تهران، گام ـ پایدار، 1356ش؛ همو، منشعشیان، تهران، سحر، 1356ش، صص 133-136؛ مافی، حسینقلی‎خان‎نظام‎السّلطنه، خاطرات و اسناد، به کوشش معصومة نظام مافی و دیگران، تهران، نشر تاریخ ایران، 1361ش؛ نجم‎الملک، عبدالغفّار، سفرنامة خوزستان، به کوشش محمددبیر سیاقی، تهران، علمی، 1341ش، صص 39، 40، 77، 106، 140-147؛ نیز تحقیقات محلّی نگارنده در مرداد و شهریور ماه 1365ش؛ نیز:

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 4:30  توسط كاظم آل خميس  |  نظر بدهید

 

 

 

مختصري در رابطه با طايفه آل خميس

تبار بزرگ عشايرال خميس ال منيع از قبيله غزيه قبايل معروف عرب ميباشد. يكي از پنج قبايل بزرگ عرب خوزستان می‌باشد که افراد آن در شهرهای رامهرمز-آبادان- شوش - خرمشهر - اهواز كوت عبدالله -شكاره و... - ماهشهرو جراحي واکثر آنهادر رامهرمز-رامشير میباشند.مرکزاصلی قبيله بزرگ آل خمیس هستاني بنام ليشان درجاده رامهرمز-اهواز میباشد.- نام ال خميس در تمام كشورهاي عربي و ايران شناخته شده ميباشد.بزرگ‌ترين قبيله عرب ايران ال خميس ميباشدكه داراي شعب وشاخهاي متعددوپرجمعيت ميباشد/اين طايفه داراي پرچمهاي متعددي مي باشد كه معروفترينها آنها به رنگ ابي اسماني وعلائم يك ماه وسه ستاره وذكر لاالله الااله و عشاير الخميس ميباشد اين پرچم به صورت دوره اي در بين طوايف مختلف به چرخه درامده است.در مورد ال خميس يكي از بزرگ‌ترين قبائل عرب بود كه تمام تيره ها وعشاير عرب زير پرچم عشيره اي او گرد ميامدندو برتعداد بسياري از قبايل عرب حكومت ميكرد.ال خميس عرب اصلي واصل عرب هم از اين قبيله معروف ميباشدتنها قبيله اي كه درزمان شيخ خزئل زير بار امارت بني كعب ومحيسن نرفت وشيخ خزئل هر بار جنگي رخ ميداد عشاير تابع خزئل شكست ميخوردند.معني ال خميس يعني به معناي ابو خميس يعني شير .در مورد آل خميس و معناي آن كتب زيادي موجود است ولي كن بيشترين ادله در مورد اين حكايت است كه اين طايفه از 5 برادر به وچود آمده اند كه همگي فرزندان رباله از نوادگان خزرج كه در زمان پيغمبر دزد بوده اند گرفته شده است. تيرها وقبائل كه زيرمجموعه الخميس ميباشدعبارت‌اند از بني رشيد -بني سعيد-الاحمديه-حيادر-عتاب-زبيدي-البو عباد-البو فتيله-البو صندل-الحطان-الموسيات-الحجرات-عويفيه-بيت دهر-زبيد خرده-ديلمي-راهدار-اشتركي-الشيرعلي-بيت جنام-نواصر-چنانه-خزرج-بني خالد-منيعات-شاوي-بدوي-نيس-غزي-محمديان -مالكيه -شواكر-عبدالخان-البو بصيري-بني ساله-شيحتات-ساعد-البو عذار-الدراويش-و... قدرتمند ترين قبيله عرب ميباشد الخميس در زمان شيخ خزئل حكومت مركزي در رامهرمز-رامشير-اهوازونواحي شوش وخرمشهر داشت . بعضي ازروستاهاي الخميس به نام بيت منصور-غويله-غرگانه-زراقله-كم توله-غزاله-شيفه-عريض-يعار-نمره يك-كوت شيخ-ام الماميد-صندلي-رغيوه-تغلي-ام الشحم-ابوعليمه-رميله-راهدار-بنه خنجر-خرمن خاك-بوخامه سفلي -حاج مريح-عوفي. عشاير در قديم بنا به خواسته شيوخ از آنها ژيروي ميكردند . نياي بزرگ الخميس بيت احميدان هستند كه به دو دسته تقسيم ميشوند بيت سلطان وبيت گعودميباشند

 

 


برچسب‌ها:
ارسال توسط saman-kh
تاريخ : شنبه 25 آذر 1391

 

سوال اول:

شما به عنوان یک شهروند خرمشهری در مقابله با معضلات و آسیب های اجتماعی شهرتان کدام گزینه را انتخاب می کنید ؟

الف: وضع نابسامان موجود را تحمل کرده و با بی تفاوتی خود را وفق دهیم

ب: هجرت کنیم

ج:بمانیم و برای اصلاح امورات شهرمان تلاش کنیم .

صرفا" جهت اطلاع

1- اگر گزینه الف را انتخاب کرده اید پس چرا در این مسابقه شرکت می نمائید ؟

2- اگر گزینه ب را انتخاب کرده ایدپس چرا هجرت نمیکنید؟

3-اگر گزینه ج را انتخاب کرده اید باید به عرض شما برسانیم:

در اتاق فکر سازمان مردم نهاد جمعیت پرسشگران جوان به عنوان یک موسسه علمی و پژوهشی پس از نحقیق و بررسی با رای قاطع گزینه ج به عنوان جواب اصلی انتخاب شده است .

اگر  گزینه ج را انتخاب می کنید به سوال دوم نیز پاسخ دهید .

سوال دوم:

بهترین راه ممکن برای اصلاح امورات شهرمان چیست ؟

الف: برگزاری همایش ب:مذاکره با مدیران ملی ، استانی و محلی ج: ارائه مقالات علمی

د:شناسایی جوانان مستعد و راهیابی آنها به مدیریت شهری.

 


برچسب‌ها:
ارسال توسط saman-kh

اینجا بزرگترین و پرجمعیت ترین حسینه ما خرمشهری هاست ، این حسینیه متعلق به بیت شریف عدنانی است ، پیکر مطهر مرحوم سید

علی عدنانی نیز در مرکز این حسینیه به خاک سپرده شده است .

روحش شاد یادش گرامی باد .

 


برچسب‌ها:
ارسال توسط saman-kh

 

خبرگزاری فارس: یزله عشایر جنوب خوزستان حرکت کاروان سفینة‌النجاة را متوقف کرد
 

غیر قابل توصیف است باورش برای من سخت است ، چقدر عشق؟ چقدر محبت ؟وچقدر دلبستگی میخواهد تا چنین اتفاقی بیوفتد ؟ اتفاقی وصف نشدنی در تاریخ تشیع خرمشهر بار دیگر به ثبت رسید و همگان را خیره خود کرد .البته مردم خرمشهر همیشه ارادت خود به اهل بیت عصمت و طهارت علی الخصوص ابا عبدالله الحسین(ع) را ثابت کرده اند - درود خدا بر شما مردم شریف ، نجیب و ولایتمدار خرمشهر و جزیره مینو خوشا به سعادت شما مردم دلباخته امام حسین (ع) و محبین اهل بیت عصمت و طهارت ، زندگیتان با نشاط و عمرتان با سعادت سپری شود...
 

 

جهت مشاهده دیگر تصاویربر ادامه مطلب کلیک کنید .

 

 

 


برچسب‌ها:
ارسال توسط saman-kh
تاريخ : چهارشنبه 24 آبان 1391

شهرداری خرمشهر روزانه با تهدید استعفا روبرو است!!!


چطور می شود انتظار داشت که شهرداری کار خود را بخوبی انجام دهد؟؟؟

وقتی شهردار هر روز تهدید به استعفا از طرف نماینده ی مجلس شهرستان می شود؟؟؟

آیا محدوده ی اختیارات نماینده و شهردار برای مسئولین شهرستان مشخص نشده است؟؟؟

آیا موازنه ی سیاسی در شهر به این اندازه بهم ریخته شده است که این "هرکی به هرکی" جایگزین شده است!!

نماینده محترم اگر از عملکرد شهردار ناراضی هستی باتحزب سیاسی خودت را برای انتخابات پیشروی شورا آماده کن نه اینکه باتهدید استعفا کارخودت را پیش ببری؟؟؟

 

  سلام کوتاه و مفید جناب سعید زاده دوست و همرزم عزیزم در فضای مجازی:

با سوال آغاز میکنم : 1: چرا شهردار به وضعیت تنظیم وضع بازار روز خرمشهر ورود نمیکند ؟

2: با توجه به وجود ماده 100 قانون شهرداری ها چرا شهردار نسبت به ساخت و ساز های غیر قانونی در کوی سوم خرداد که موجب گردیده شبکه های آب ، فاضلاب ، برق و گاز در حصارهای  ایجاد شده توسط مردم قابل دسترسی آسان و سریع  نباشند عکس العملی نشان نمیدهد و هر روز رو به افزایش است؟

3: چرا برخی محلات رشد عمرانی سریعی دارند و برخی محلات دریخ از ...؟

چرا ؟ چرا ؟ چرا؟ منتظر جوابم برادر گرامی


برچسب‌ها:
ارسال توسط saman-kh

دبیر سازمان پرسشگران جوان گفت:

از ابتدای سال جاری تا کنون 8 ماه است که بیکارم ...

مطلب بالا را به این منظور تعبیه نکرده ایم که کسی دلش برای ما بسوزد خود را مطرح می کنیم چون نمونه بارزی از حقیقتیم و مشتی از خروار ف تا داستان اشتغال زایی در خرمشهر به صراحت روشن شود . وقتی ما فعالان عرصه فرهنگی و اجتماعی اینگونه قربانی معضل بیکاری می شویم وای بحال آن جوانانی که به غیر از خدا کسی را ندارند . من فکر میکنم علت اصلی تحزب گرایی محض در شهرستان است . گروه بازی ها و یارگیری ها موجب ورود و خروج افراد در مناسب و جایگاهها میگردد . مگر نه معنای اخراج یک فعال اجتماعی که میتوانست در محلات زبان گویای شهرداری باشد و با بهره گیری از فنون تسهیلگری اجتماعی جوانان و نوجوانان و حتی بزرگسالان را درگیر مشارکت در امور اجتماعی ، رعایت بهداشت عمومی و ... نماید چیست ؟ چرا باید برخی از مدیران خرمشهر وجود چنین افرادی را یک امتیاز ندانند و هموراه حضور آنها را یک تهدید بشمارند ؟ و با اخراج این افراد و مواجه ساختن آنان با معضل بیکاری عرصه را برای فعالیت آنان دشوار نموده و در حقیقت از فعالیت وا دارند ؟ چه کسی حامی و پشتیبان فعالان اجتماعی است ؟ آیا کسی که خیرش به غیرش ابدا" نمیرسد با کسی که هیئتی را گروهی را سازمانی را انجمنی را با هدف خدمت رسانی به عامه مردم و همیاری با بخش دولت ایجاد می نماید یکی است ؟و باید با یک دید به آنها نگاه کرد ؟ این را با صراحت عرض می کنم سیب زمینی فروشی میکنیم ولی دست از فعالیت اجتماعی خود ور نمیداریم و پشت سر رهبرمان به انقلاب ، کشور و مردم مقاوم شهرمون خدمت میکنیم .



برچسب‌ها:
ارسال توسط saman-kh